چـــ ه کنم ؟

تا دست بـــ ه قلم میبَرَم
سراغِ تو را مــیگیرند کلمات
تا هــوای قدم زدن می زند بـــ ه سرم
کوچـــ ه ها فریاد تو را سر مــی دهند
چـــ ه کنم ؟
بمانم یا بروم ، این همه تنهایی را ؟!


تا دست بـــ ه قلم میبَرَم
سراغِ تو را مــیگیرند کلمات
تا هــوای قدم زدن می زند بـــ ه سرم
کوچـــ ه ها فریاد تو را سر مــی دهند
چـــ ه کنم ؟
بمانم یا بروم ، این همه تنهایی را ؟!


گويند “مـــی” نمی شود
از راه گوش خورد
من “يا حسـيـــن” می شنوم
مست می شوم
تا حالا ديدي انگشتتو بزاري كف دست نوزاد،چجوري محكم دستتو مي گيره؟الهي شش ماه امام حسيـــن همونطوري دستتو بگيره ، آرامش عجيبـــي بهت ميده
☼التماس دعــــا ☼
همينجور کـــ ه ساده نگــاه کنی
يا اخمــالو
حتي در خواب
گوشـــ ه های لبهات
می خندد
نگاهت می کنم نگاهت می کنم
و مست بـــ ه خواب می روم


مرا ببــــوس
روزهاي سختــــي
در پيش است
بگذار تــــو را
كمي پس انـــداز كنم
