پــــرواز را به خاطر بسپار

دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به مهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط پروانگــــی
|
من می توانم ...