يادتونه مگه نه؟!

ساعت 5 بعدازظهر،درازكش پاي تلويزيون
وَگ وَگ،وَگ وَگ وَ وَ وَ وَ وَگ وَگ،وَگ وَگ
هي راه ميرفت و وانمود مي كرد انتظار چيزي را مي كشد
يادش بخير بااون تلويزيون هاي سياه و سفيد،ديدن اين تيتراژ حال و هواي خاصي داشت
هنوزم اون تلويزيون سياه و سفيدو داريم...
برگرفته از كتاب يادتونه؟!! مهدي منتصري"

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط پروانگــــی
|
من می توانم ...